محمدرضا مریدی: هر رفتار انساني يک فعاليت ذهني، يک مولفه ژنتيکي و يک مولفه فرهنگي دارد. اين سه جدايي ناپذيرند. هر آنچه زيستيترين است (مانند تولد، سکس، مرگ) در عين حال آغشتهترين چيز به نماد و فرهنگ است (متولد شدن، ازدواج کردن و مرُدن اعمالي اساساً ديني و آیيني هستند). ابتداييترين فعاليت زيستي مانند خوردن، خوابيدن، دفع مدفوع و همخوابگي به گونهاي تنگاتنگ با هنجارها، ممنوعيتها، ارزشها، نمادها، اسطورهها و تابوها در هم غلتيدهاند. اما آنچه فراموش میشود مولفه ژنتیکی و حیوانی انسان است. انسان همواره حيوانيت خود را انکار کرده؛ علم، اسطوره را انکار کرده؛ انگيزه، احساس را انکار کرده و تکنيک، آیين را انکار کردهاست. این را گفتم نه به عنوان یادآوری. گفتم چون فکر میکردم چگونه میتوانیم آیین مندی چیزی را درک کنیم. چگونه ذهنیات انسان از گذر رفتار تبدیل به عمل آیینی میشود. حتی اگر رفتار عقلانی باشد.

